نگاهی به Augmented Reality در آموزش و یادگیری

نگاهی به نرم افزار Storyline و تحلیل هزینه-اثربخشی بالای آن

محیط های یادگیری: گفتمان تغییر مفهومی چیست؟ (What is The Discourse of Conceptual Change)

معرفی سایتی عالی در زمینه طراحی آموزشی

در حیطه طراحی و تکنولوژی آموزشی، سایت های زیادی ظهور و بروز یافته اند. یکی از سایت های خوبی که با داشتن مطالب مختصر و مفید، می توان از مطالب آن، هم در حیطه نظری و هم در حیطه عملی استفاده کرد، سایت زیر است که آدرس آن را در اینجا آورده ام. کافی است روی آن کلیک کنید و از مطالب بسیار مفید آن بهره مند شوید.

 

http://www.instructionaldesignexpert.com/index.html

 

Types of Professionals in The Design Science of Instruction

 

In the last weeks, I was reading one of the most important and classic articles of instructional design that has been written by Reigeluth, Bunderson, and Merrill at 1978. In that paper I could see very good points about this science and field of study and there was important conceptualization about this field. As a new field of study, Educational Technology and Instructional science had been encountered with a lot of questions and argumentations.

The major purpose of Instructional science is to contribute to improving the quality of instruction. One of the pioneer scientists that extracted principles from learning theory was B. F Skinner. Programmed Instruction that has been introduced by B. F Skinner was the first program that had been applied principles of instruction.

Reigeluth, Bunderson, and Merill (1978) say that learning theories are descriptive in nature and Instructional theories are prescriptive and this distinction is important feature of these theories. After some discussions about instructional development process and three phases of this process and also three approaches related to those process, they discriminate three professionals that is important for knowing by every person that working in this science and field of study.

Reigeluth, Bunderson, and Merill (1978) said, “There are three types of professionals related to a prescriptive science- scientists, who discover principles, technologists, who use those principles to develop procedures or machines, and technicians, who use those procedures or machines to produce products”

At the end, as was mentioned in the above paragraph and we can see, there are three types of professionals in the science of instruction and every one of us that has position in this science and field of study as theorist and practitioner must pay attention to these types of professionals. In fact, these types of professionals can be small conceptual model for all of us in this field for taking our roles.

For more information please check this article:

Reigeluth, C. M., Bunderson, C. V., & Merrill, M. D. (1978). What is the design science of instruction?. Journal of Instructional Development, 1(2), 11-16.

نگاهی به بنیادهای معرفت شناسی در طراحی آموزشی (Epistemology in The Instructional Design)

طراحی محیط های یادگیری: میدان های عمل و اجتماعات عملی (Practice Fields and Communities of Practice)

با ظهور پارادایم و معرفت شناسی سازنده گرایی در طراحی آموزشی که یکی از تأثیرگذارترین و معروف ترین مدافعان این پاردایم را به حق باید دیوید جوناسن دانست، تأکید از طراحی آموزشی به سوی طراحی محیط های یادگیری معطوف شد. بحث محل کنترل یادگیری از لحاظ این که در وجود یادگیرنده (محیط یادگیری) یا خارج از وجود او (محیط آموزشی) باشد، به تازگی هم مطرح نشده است و شرایط بیرونی و درونی  یادگیری که توسط گانیه مطرح شده است، خود گویای این ادعا می تواند باشد. در طرحی محیط های یادگیری، توجه از محیط بیرونی به خود یادگیرنده معطوف شده است و در این محیط ها تلاش می شود تا با فراهم آوردن امکانات، ابزارها و طرح هایی و همچنین هدایت ها و حمایت هایی، از این ابزارها و منابع برای رسیدن به اهداف یادگیری استفاده کند.

دو رویکرد یادگیری عمده در محیط های یادگیری را می توان میدان های عمل[1] و احتماعات عملی ذکر کرد که تمایز میان این دو رویکرد با داشتن تشابهاتی با هم، اشارات نسبتاً مختلفی را برای طراحی بافت های یادگیری به همراه دارد. میدان های عمل شامل مواردی همچون یادگیری مبتنی بر مساله، یادگیری مبتنی بر مورد، آموزش واقع گرایانه و استاد- شاگردی شناختی است. در میدان های عمل، سعی می شود که موقعیت واقعی یادگیری شبیه سازی شود و بازنمایی از موقعیت واقعی یادگیری صورت بگیرد تا دانش آموزان در مدارس به کار و یادگیری روی آن مشغول شوند. درست است که در میدان های عمل یادگیرندگان درگیر ساختن فعال می شوند، ولی باز هم این محیط ها، محیط واقعی یادگیری نیستند و همچنین برخی ویژگی های اصلی که اجتماعات عملی دارا می باشند را ندارند.

دانش آموزان در میدان ها عمل و اجتماعات عملی معمولاً به طور مشارکتی و روی مصادیق عینی کار می کنند . درگیر در مسائلی می شوند که از بافت لازم برخوردارند. به علاوه، در هر دوی این بافت های یادگیری، فرصت مشارکت فعال در معناسازی در خلال فعالیت برای دانش آموزان وجود دارد. با وجود این شباهت ها اختلافات مهمی نیز بین این دو بافت وجود دارد. برای نمونه، یادگیری از طریق مشارکت در میدان های عمل اغلب با کار گروهی دانش آموزان به شکل گرد همایی های موقتی (در مقابل تکثیر پایدار و پیوسته) چند نفر (در مقابل اجتماعی از متخصصانی با تاریخچۀ با اهمیت) و کار روی یک تکلیف بخصوص (در مقابل اقدامی مشترک که فعالیت های مشترک متعددی را در قالب مسئولیت اجتماع می طلبد) همراه است. در تمایز بین میدان های عمل و اجتماعات عملگرا توجه به این نکات حایز اهمیت است: 1) وجود یک اجتماع پایدار با تاریخچه ای مهم برای فرهنگ پذیری از جمله اهداف، باورها، فعالیت ها و مجموعه تجربیات مشترک؛ 2) فرهنگ پذیری افراد و اجتماعی که در آن فعالیت می کنند به عنوان بخشی از چیزی بزرگتر؛ و 3) فرصت حرکت در یک مسیر و عضویت در کنار همسالان و الگوهای فعالیت بالغ- حرکت از شرکت کننده جانبی به عضو مرکزی (باراب و ودافی، 2012؛ ص 94). در حقیقت سه ویژگی مذکور جزو ویژگی هایی هستند که میدان ها عمل آنها را ندارند و این ویژگی ها متمایز کننده اجتماعات عملی از میدان های عمل هستند. درست است که میدان های عمل فعالیت و بازنمایی ها و شبیه سازی هایی از دنیای واقعی و مشارکت را تدارک می بینند، اما سه ویژگی مزبور را ندارند و در تشکیل هویت در جامعه ناتوان هستند.

 

منابع

جوناسن، دیوید، لند، سوزان (1395). مبانی نظری محیط های یادگیری. ترجمه مینا آذرنوش و حسین زنگنه. تهران: انتشارت آوای نور.

Jonassen, D. H. (1991). Objectivism versus constructivism: Do we need a new philosophical paradigm?. Educational technology research and development, 39(3), 5-14.

Jonassen, D., & Land, S. (Eds.). (2012). Theoretical foundations of learning environments. Routledge.

Lave, J., & Wenger, E. (2002). Legitimate peripheral participation in communities of practice. Supporting lifelong learning, 1, 111-126.


[1]. Practice Fields